خرید بک لینک
هميشه مي گوييم بعضي چيزها را نميشود بخشيد، يا مي گوييم هرگز خودمان را نمي بخشيم.

ولي مي بخشيم...

هميشه مي بخشيم.

#آليس_مونرو
از کتاب: زندگي عزيز

+ تاريخ ۱۳۹۶/۰۸/۲۱ نويسنده ثمانه |

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 21:11

پسری را میشناختم بنام آرش ، لاغر و استخوانی ، دوست دار گیتار الکترونیک و پیرو مکتب های شیطان پرست ، لباس هایش همیشه مشکی ، صورت پوست پرتقالی با حفره های عجیب در اقصی نقاط صورتش ، موها بلند و اکثرن کثیف بنظر می رسید. دوست داشت عاشق باشد ، اما عاشق شدن

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 21:11

تو مرا آنقدر آزردی،که خودم کوچ کنم از شهرت؛بِکنم دل ز دل چون سنگتتو خیالت راحت،می روم از قلبت می شوم دورترین خاطره در شب هایت...تو به من می خندیو به خود می گویی:باز می آید می سوزد از این عشقولی...برنمی گردم نه! می روم آنجاییکه دلی بهر دلی ت

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 15:14

یک وقت هایی یک چیزی میگویی که طرفت را محک بزنی، میزان رغبتش را بسنجی برای ادامه .. اینجور وقت ها اگر آمادگی شنیدن هر حرفی را نداشته باشی باختی .. تاکید میکنم، هر حرفی ..

پ.ن: سخت است تحمل تازیانه ظالمانه خاطرات بر چهره نحیف و ضعیف جدایی ..

+ تاريخ ۱۳۹۶/۰۸/۱۵ نويسنده ثمانه |

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 7:56

عادت بدی داشتتا تقی به توقی می خورد می گفت کاری نکن تنهایت بگذارم،کاری نکن برای همیشه از دنیایت بروم!دعوایمان که می شد انگار واجب بود روزه ی سکوت بگیرد،سر هر چیز کوچک یک قرن فاصله می گرفت و تمام راههایی که ممکن بود به او برسم را با اخم می بست...نمیدا

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 13:51

مرگان که سر از بالین برداشت، سلوچ نبود. بچه ها هنوز خواب بودند:عباس،ابروا،هاجر. مرگان زلف های مقراضی کنار صورتش را زیر چارقد بند کرد، از جا برخاست و پا از گودی دهنه در به حیاط کوچک خانه گذاشت و یکراست به سر تنور رفت. سلوچ سر تنور هم نبود. شبهای گذشته

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 13:51

-something [...]- 11.11 تودر این لحظهباید و بايداینجا در کنارِ من و آرامشت

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 13:51

-something [...]- دوس دارم زندگی رو یه صبحه دیگه، یه صدایی توی گوشم میگه ث

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 13:16

اگر همان روز که تمام شده بود جلو خودم را میگرفتم و بعد از گذشت یکماه قلم پایم خورد میشد و نمیرفتم .. اگر همان روز با توی احمق صحبت نمیکردم و پیشنهاد رفتن و متمدنانه پایان دادن به رابطه را مطرح نمی کردی .. اگر همان روز سرد هیچوقت نمینشستم روی پایش ت

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 23:40

یک وقت هایی دلم میخواهد کم داشته باشم از عشق از محبت زیاد به انسان ها و از صداقت کم داشته باشم و از احساس تعلق خاطر ، همیشه که نمیشود دلت بخواهی زیاد و زیاد تر داشته باشی یک وقت هایی دلت میخواهد کم داشته باشی از حسودی از ناراحتی از کینه و غضب از خیلی چیزها .. + تاريخ ۱۳۹۶/۰۴/۰۲ نويسنده ثمانه |

برچسب: میخواهم, نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:26

دیروز که برمیگشتم خونه به خودم قول دادم نه ببینمش نه باهاش حرف بزنم.. میدونی عشق یه جور فراز و فرود خاصی همراش هست ، اما وابستگی فقط ذلته، به خاک افتادن واسه داشتنش .. من آدم نتونستنم ، آدم بدقولی کردن به خودم کاش بتونم محالات زندگیمو کنار بزارم .. + تاريخ ۱۳۹۶/۰۷/۰۵ نويسنده ثمانه |

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:26

دوس دارم زندگی رو یه صبحه دیگه، یه صدایی توی گوشم میگه ثانیه های تو داره میره امروزو زندگی کن فردا دیگه دیره نم نم بارون، میزنه به کوچه و خیابون یکی می خنده یکی غمگینه زندگی اینه، همه ی قش

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:26

ضربان قلب وقتی نا منظم شود غیر تکراریست ، اما ریتم منظم و تکراری ان زندگی را می سازد.. تکرار خیلی وقت ها زیباست!
برچسبها: تت کک رر اا رر + تاريخ ۱۳۹۶/۰۷/۳۰ نويسنده ثمانه |

برچسب: تکرارهایی,نخواهند, نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:26

آخرش به این نتیجه میرسیم که کاش عقل نداشتیم

بی عقل بودن برابر با آرامش داشتن ..

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:26

یه بار یه دوستی پیام داد بهم با مضمون دروغ و بنظرم اعتقاد جالبی داشت .. "..
در مورد دروغ این اعتقاد رو دارم، دروغ همونقدری که کار راه انداز به نظر میرسه ، فاتحه ارزش های شخصی و روانی شخص دروغگو رو میخونه ... میتونه ارزش و شخصیت ما اونقدر بالا باشه که هیچ وقت به دروغ گفتن حتی فکر هم نکنیم!" + تاريخ ۱۳۹۶/۰۸/۰۷ نويسنده ثمانه |

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:26

صفحه بندی